داستان کوتاه

در زمان عضدالدوله دیلمی مرد ناشناسى وارد بغداد شد و گردنبندى را که هزار دینار ارزش داشت در معرض فروش قرار داد ولى مشتى پیدا نشد. چون خیال مسافرت مکه را داشت، در پى یافتن مردى امینى گشت تا گردن بند را به وى بسپارد.

مردم عطارى را معرفى کردند که به پرهیزکارى معروف بود. گردنبند را به رسم امانت نزد وى گذاشت به مکه مسافرت کرد. 

در مراجعت مقدارى هدیه براى او هم آورد. چون به نزدش رسید و هدیه را تقدیم کرد، عطار خود را به ناشناسى زد و گفت: من ترا نمى‌شناسم و امانتى نزد من نگذاشتى، سر و صدا بلند شد و مردم جمع شدند او را از دکان عطار پرهیزکار بیرون کردند.

چند بار دیگر نزدش رفت جز ناسزا از او چیزى نشنید. کس به او گفت: حکایت خود را با این عطار، براى امیر عضدالدوله دیلمى بنویس حتما کارى برایت مى‌کند نامه‌اى براى امیر نوشت و عضدالدوله جواب او را داد و متذکر شد که سه روز متوالى بر در دکان عطار بنشین، روز چهارم من از آنجا خواهم گذشت و به تو سلام مى‌دهم تو فقط جواب سلام مرا بده. 

روز بعد مطالبه گردن‌بند را از او بنما و نتیجه را به من خبر بده.

روز چهارم امیر با تشریفات مخصوص از در دکان عبور کرد و همین که چشمش به مرد غریب افتاد، سلام کرد و او را بسیار احترام نمود. مرد جواب امیر را داد و امیر از او گلایه کرد که به بغداد مى‌آیى و از ما خبرى نمى‌گیرى و خواسته‌ات را به ما نمى‌گویى، مرد غریب پوزش خواست که تاکنون موفق نشدم عرض ارادت نمایم. 
در تمام مدت عطار و مردم در شگفت بودند که این ناشناس کیست؛ و عطار مرگ را به چشم مى‌دید.

همین که امیر رفت، عطار رو به آن ناشناس کرد و پرسید: برادر آن گلوبند را چه وقت به من دادى، آیا نشانه‌اى داشت؟ دو مرتبه بگو شاید یادم بیاید. مرد نشانه‌هاى امانت را گفت: عطار جستجوى مختصرى کرد و گلوبند را یافت و به او تسلیم کرد؛ گفت: خدا مى‌داند من فراموش کرده بودم.

مرد نزد امیر رفت و جریان را برایش نقل کرد. امیر گردنبند را از او گرفت و به گردن مرد عطار آویخت و او را به دار کشید. دستور داد: در میان شهر صدا بزنند، این است کیفر کسى که امانتى بگیرد و بعد انکار کند. پس از این کار عبرت آور، گردن بند را به او رد کرد و او را به شهرش فرستاد.

داستان کوتاه

روزی دو دانشجو از استاد خود پرسیدند: استاد اصولا منطق چیست؟
معلم کمی فکر کرد و جواب داد : گوش کنید ، مثالی می زنم ، دو مرد - پیش من می آیند.     یکی تمیز ودیگری کثیف من به آن ها پیشنهاد می کنم حمام کنند.
شما فکر می کنید ، کدام یک این کار را انجام دهند ؟
هردو شاگرد یک زبان جواب دادند : خوب مسلما کثیفه !
معلم گفت : نه ، تمیزه . چون او به حمام کردن عادت کرده و کثیفه قدرآن را نمی داند.
پس چه کسی حمام می کند ؟
حالا پسرها می گویند : تمیزه !
معلم جواب داد : نه ، کثیفه ، چون او به حمام احتیاج دارد.وباز پرسید :
خوب ، پس کدامیک از مهمانان من حمام می کنند ؟
یک بار دیگر شاگردها گفتند : کثیفه !
معلم دوباره گفت : اما نه ، البته که هر دو ! تمیزه به حمام عادت دارد و
کثیفه به حمام احتیاج دارد. خوب بالاخره کی حمام می گیرد ؟
بچه ها با سر درگمی جواب دادند : هر دو !
معلم بار دیگر توضیح می دهد : نه ، هیچ کدام ! چون کثیفه به حمام
عادت ندارد و تمیزه هم نیازی به حمام کردن ندارد!
شاگردان با اعتراض گفتند : بله درسته ، ولی ما چطور می توانیم
تشخیص دهیم ؟هر بار شما یک چیزی را می گویید و هر دفعه هم درست است
معلم در پاسخ گفت : خوب پس متوجه شدید   
این یعنی: منطق ! و از دیدگاه هر کس متفاوت است.

از اول دروغ نگیم

به اصفهان رفته بودم . کنار سی و سه پل نشسته بودم . نگاهم به دختر بچه سه یا چهار ساله افتاد که از پدر و مادرش اندکی فاصله گرفته بود و داشت مرا نگاه میکرد . بقدری چهره زیبا و بانمکی داشت که بی اختیار با دستم اشاره کردم به طرفم بیاید اما در حالتی از شک و ترس از جایش تکان نخورد . دو سه بار دیگر هم تکرار کردم اما نیامد .

به عادت همیشگی ، دستم را که خا لی بود مشت کردم و به سمتش گرفتم تا احساس کند چیزی برایش دارم . بلافاصله به سویم حـرکت کرد . در همین لحظه پدرش که گویا دورادور مواظبش بود بسرعت به سمت من آمد و یک شکلات را مخفیانه در مشتم قرار داد . بچه آمد و شکلات را گرفت . به پدرش گفتم من قصد اذیت او را نداشتم .

گفت میدانم و مطمئنم که میخواستی با او بازی کنی اما وقتی مشتت را باز میکردی او متوجه میشد که اعتمادش به تو بیهوده بوده است.
کار تو باعث میگردید که بچه ، دروغ را تجربه کند و دیگر تا آخر عمرش به کسی اعتماد نکند .

دنبال نشانه بگرد

روزی کشاورزی متوجّه شد ساعتش را در انبار علوفه گم کرده است. ساعتی معمولی امّا با خاطره ای از گذشته و ارزشی عاطفی بود. بعد از آن که در میان علوفه بسیار جستجو کرد و آن را نیافت از گروهی کودکان که در بیرون انبار مشغول بازی بودند مدد خواست و وعده داد که هر کسی آن را پیدا کند جایزه ای دریافت نماید.

کودکان به محض این که موضوع جایزه مطرح شد به درون انبار هجوم آوردند و تمامی کپّه های علف و یونجه را گشتند امّا باز هم ساعت پیدا نشد. کودکان از انبار بیرون رفتند و درست موقعی که کشاورز از ادامۀ جستجو نومید شده بود، پسرکی نزد او آمد و از وی خواست به او فرصتی دیگر بدهد. کشاورز نگاهی به او انداخت و با خود اندیشید، "چرا که نه؟ به هر حال، کودکی صادق به نظر میرسد."

پس کشاورز کودک را به تنهایی به درون انبار فرستاد. بعد از اندکی کودک در حالی که ساعت را در دست داشت از انبار علوفه بیرون آمد. کشاورز از طرفی شادمان شد و از طرف دیگر متحیّر گشت که چگونه کامیابی از آنِ این کودک شد. پس پرسید، "چطور موفّق شدی در حالی که بقیه کودکان ناکام ماندند؟"

پسرک پاسخ داد، "من کار زیادی نکردم؛ روی زمین نشستم و در سکوت کامل گوش دادم تا صدای تیک تاک ساعت را شنیدم و در همان جهت حرکت کردم و آن را یافتم."

ذهن وقتی که در آرامش باشد بهتر از ذهنی که پر از مشغله است فکر میکند. هر روز اجازه دهید ذهن شما اندکی آرامش یابد و در سکوت کامل قرار گیرد و سپس ببینید چقدر با هوشیاری به شما کمک خواهد کرد زندگی خود را آنطور که مایلید سر و سامان بخشید

دفاع حسن روحانی از هاشمی ، خاتمی و ناطق

به گزارش انتخاب به نقل از ایسنا، این کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری پس از قرائت فاتحه در گلزار شهدای رشت و ملاقات آیت‌الله باقری امام جمعه رشت، در مهدیه این شهر حاضر شد و در جمع مردم رشت، با بیان اینکه "اینجا سرزمین تاریخی رشت است سرزمین دلاوری‌های و سردار جنگل"، اظهار کرد: دوستان به من می‌گفتند برای چه در صحنه کاندیداتوری وارد شده‌اید در حالی که معضلات کشور در طول هشت سال گذشته آن چنان پیچیده شده که قابل حل نیست. در هفته‌های نزدیک به انتخابات حضور و وحدت و اراده مردم نشان داد که هیچ مشکلی در این کشور نیست که با اتحاد و همت مردم قابل حل و فصل نباشد و کلید تدبیر در دست 75 میلیون نفر است.حسن روحانی با بیان اینکه "با هوشیاری ملت، هیچ‌کس جز مردم نمی‌تواند رییس‌جمهور تعیین کند"، گفت: عده‌ای می‌خواهند بی‌دردسر نتیجه صندوق را تصاحب کنند اما تنها راه برای پیروزی و موفقیت حضور مردم در 24 خرداد است.

وی خطاب به جمع حاضر افزود: کسی شما را ناامید نکند و نگوید که پای صندوق رفتن تاثیر ندارد و هرکه را می‌خواهند از قبل تعیین شده است، چون اینها سخنان شیطانی است که می‌خواهند ما پای صندوق رای نشتابیم و بدانید و مطمئن باشید با هوشیاری ملت هیچ کسی جز ملت نمی‌تواند رییس جمهور تعیین کند.

این کاندیدای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با بیان اینکه "وقتی تصمیم به حضور در عرصه انتخابات گرفتم امیدم به حضور ملت پای صندوق بود"، خاطرنشان کرد: بدانید عده‌ای می‌خواهند بی‌نتیجه نتیجه صندوق را تصاحب کنند و تنها راه برای پیروزی و موفقیت، حضور شما در 24 خرداد است.

روحانی با اشاره به اینکه اگر هر یک از شما زنان و مردان بتوانید 10 نفر را پای صندوق آورید بدانید ما پیروز انتخابات خواهیم بود، تصریح کرد: مردمان ما اجازه نخواهند دارد روند هشت سال گذشته ادامه یابد چون دیدند انزوای متخصصان،‌ مدیران‌، درستکاران و راستگویان چه بلایی سر کشور آورد.

وی با اشاره به موج ایجاد شده در بین مردم با ثبت‌نام آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در انتخابات گفت: هشت سال بود آقای هاشمی تخریب می‌شد و به او اتهام می‌زدند و چهار سال قبل در برابر دوربین صدا و سیما چه عبارتها‌، تهمت‌ها و پررویی‌ها که نشد اما رسانه ملی به وظیفه اخلاقی خود عمل نکرد و بخاطر یک جمله که اهانت و تهمت بود یا نبود 20 دقیقه به یک نفر فرصت داد اما به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی‌، حجت‌الاسلام والمسلمین خاتمی و حجت‌الاسلام والمسلمین ناطق نوری که به آنها تهمت زدند فرصت دفاع ندادند.

این کاندیدای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری تصریح کرد: موجی که در ثبت‌نام آیت‌الله هاشمی در کشور به وجود آ‌مد نشان داد مردم می‌خواهند به فریبکاران بگویند ما مرد هوشیاری و مرد درک و ایستادگی هستیم که در برابر دروغگویان و تهمت‌زنندگان سر فرود نخواهیم آورد.

روحانی خطاب به مردم رشت گفت: بدانید آنهایی که می‌خواهند مسیر گذشته را ادامه دهند، مردم به آ‌نها رای نخواهند داد. اگر همه مدیران لایق را برای اداره کشور فرا خوانیم و دست همکاری توام با تواضع به سوی اساتید و صاحب‌نظران و افراد باتجربه دراز کنیم کشور ما از همه معضلات نجات پیدا خواهد کرد فضای آزادتر،‌امن‌تر و اخلاقی‌تر در جامعه حاکم می‌شود.

وی با اشاره به اینکه دنیا برای کشاورزی مدرن راه‌حل پیدا کرده اما برای احیا و حل مسئله چای گیلان راه‌حل پیدا نکرده‌ایم اظهار کرد: در شرایط فعلی مزارع چای ما به یک دوم تقلیل پیدا کرده است در حالی که می‌توانیم مشکل چای گیلان و صید صیادان را حل کنیم اما شاهد ورود برنج خارجی هستیم که به محصول داخلی لطمه وارد می‌کند.

روحانی با بیان اینکه گیلان سرزمین بهشت ایران است که 14 هزار کیلومتر مربع وسعت دارد و به اندازه سه کشور مدرن اروپایی است گفت: چرا باید با بی‌تدبیری در گیلان شاهد حضور بیکاران باشیم در حالی که این استان جاذبه گردشگری فراوان داخلی و خارجی دارد و با استفاده از آن می‌توانیم بیکاری در استان و حتی استان‌های همجوار را حل و فصل کنیم.

وی با ابراز این عقیده که در طول هشت سال گذشته عده‌ای از انزوای ما خوشحال بودند افزود: ما در کنج انزوا بودیم اما در طول هشت سال گذشته در مرکز تحقیقات استراتژیک فرصتی پیش آمد تا مشکلات کشور و استانها مورد بررسی قرار دهیم و موفق شدیم بیش از 400 جلد کتاب به چاپ برسانیم پس ما برنامه و نیروی فکر داریم و فکر می‌کنم همه شما مردم اراده لازم برای تغییر را داشته باشید.

روحانی با اشاره به اینکه برای کاندیداتوری خود با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و حجت‌الاسلام والمسلمین خاتمی و بسیار از بزرگان مشورت کردم گفت: در اداره کشور هم از فکر و اندیشه،‌ مشورت و راهنمایی این بزرگان استفاده خواهم کرد.

این کاندیدای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با بیان اینکه "قادریم مشکلات خارجی را حل کنیم"، اظهار کرد: مشکلات خارجی با مقاله‌، شعار و اعلام مواضع حل نمی‌شود بلکه حل مشکلات خارجی نیازمند شناخت و فهم نقشه جهان دارد.

رییس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به اینکه دوره سازندگی و اصلاحات هم کم و بیش مشکل داشتیم، گفت: بعد از انقلاب هیچ زمانی بی‌مشکل نبودیم اما مشکلات معمولی روزمره با مشکلاتی که سراسر زندگی مردم را فرا گرفته است قابل مقایسه نیست.

وی با اشاره به اینکه ارزش ریال و گذرنامه ایران کم شده است، تاکید کرد: امروز باید برای ویزا هم ایرانی‌ها انگشت‌نگاری شوند در حالی که عزت و عظمت به این سرزمین برگردانیم و بیکاری و گرانی را نابود کنیم و فضای کسب و کار را احیا کنیم.

روحانی با تاکید بر اینکه پرداخت یارانه‌های نقدی ادامه پیدا می‌کند، خاطرنشان کرد: به نظر شما این یارانه کم‌کم قیافه صدقه پیدا نکرده است؟ البته یارانه باید ادامه یابد اما ارزش پول هم ثابت بماند پس ما با تقویت ارزش پول ملی در کنار یارانه مختصر که پرداخت می‌شود با یارانه کالایی به اقشار کم درآمد کمک خواهیم کرد و زندگی مردم را در مسیری قرار می‌دهیم که آسود‌ه‌تر و راحت‌تر باشند.

این کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری با بیان اینکه می‌توانیم با حضور مردم امید جدیدی خلق کنیم، گفت: منزلت و کرامت زنان را باید به آنها برگردانیم چون زنان ما در عرصه اجتماعی حق برابر با مردها دارند و رسیدگی به منزلت حقوق و جایگاه زنان وظیفه یک دولت اسلامی است.

وی با اشاره به اینکه جوانان و دانشجویان ما بی‌تردید فضای آزاد دانشگاهی را احساس خواهند کرد خاطر نشان کرد: ما از آنهایی نیستم که اگر با رای مردم خدمت را در کشور آغاز کردیم با تیغ جناحی،‌جناح دیگری را سرکوب کنیم بلکه می‌خواهیم تیغ حذف،‌بداخلاقی و نفاق را برای همیشه در هم بشکنیم و با تشکیل دولت تدبیر و امید،‌دولت راستگویان و درستکاران،‌ شایسته‌سالاری را در این کشور به اذن پروردگار را حاکم کنیم و اخلاق محمدی به کشور برگردانیم و زیر چتر اسلام،‌ ایران،‌ قانون اساسی و ولایت،‌ انسجام و وحدت را به کشور برگردانیم.

سید محمد خاتمی: رأی خود را به حسن روحانی خواهم داد


سید محمد خاتمی با صدور پیامی ضمن ستودن احساس مسؤولیت محمد رضا عارف و ارج نهادن بر تصمیم شجاعانه وی مبنی بر ترجیح مصالح کلی بر منافع شخصی و تلاش برای جلوگیری از تشتت آراء و پراکندگی نیروها، رسما از حسن روحانی اعلام حمایت کرد.

به گزارش انتخاب ؛ متن پیام خاتمی در حمایت از حسن روحانی و تشکر از محمد رضا عارف به این شرح است:

در آستانه انتخابات ریاست جمهوری، دست نیاز به درگاه آفریننده بی نیاز بلند می کنیم و از او می خواهیم که ملت شریف ایران را در این موقعیت خطیر و حساس به انتخابی رهنمون شود که خیر جامعه و کشور در آن است.

جناب آقای دکتر محمدرضا عارف، دانشمندی با باور استوار و بینش روشن که خلوص و شایستگی و توانمندی خود را در همه دوران خدمت و حضور پربرکتش در عرصه های علمی، سیاسی و مدیریتی نشان داده است، بی هیچ چشم داشت، به عنوان و مقام، در اثر احساس مسؤولیت در برابر خداوند و مردمی که خود را وامدار آنان می داند در ساحت انتخابات حضور مبارک یافت و صمیمانه از پایگاه بلند اصلاح طلبی به ترسیم موقعیت حساس کشور و بیان دردها و نیازهای مردم پرداخت و راه حل های عالمانه و مسؤولانه برای گشودن گره ها و خدمت به انقلاب و میهن ارائه داده تا بیش از پیش شایستگی خود را نشان دهد و اصلاح طلبی را در دوران فشارها و تنگناها به خوبی نمایندگی کند. و بالمال نیز با ترجیح مصالح کلی بر منافع شخصی و تلاش برای جلوگیری از تشتت آراء و تفرقه و پراکندگی نیروها ظرفیت ممتاز خود را نشان داد.

اینک در حالی که دیگر فرزند توانمند ملت جناب آقای دکتر حسن روحانی که اهل خیر و خدمت و اندیشه و تدبیر در صحنه است و مواضع استوار خود را که در مسیر خیر و نیاز و مطالبه مردم شریف است به خوبی اعلام کرده است، علاقمندان به کشور و سرنوشت آن و خواستاران تحول مثبت در عرصه حیات سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و بین المللی می توانند به انتخابی دست بزنند که به یاری خداوند جامعه را به سوی آینده بهتر رهنمون شود.

اینجانب با سپاس فراوان از برادر عزیزم جناب آقای دکتر عارف که بحمدالله موقعیت معنوی بالایی را نصیب خود کرده است و پیروز عرصه اخلاق و ادب و خیرخواهی و اصلاح طلبی است؛ به حکم وظیفه سنگینی که نسبت به کشور و سرنوشت ملت شریف دارم رأی خود را به برادر گرامی جناب آقای دکتر روحانی خواهم داد و از همگان به ویژه اصلاح طلبان و تحول خواهان و خواستاران عزت و سربلندی میهن و وفاداران به آرمانهای بلند و مطالبات روشن ملت می خواهم که با هوشیاری وظیفه مهم خود را در این انتخابات به جا آورند و حضور جناب آقای دکتر روحانی را فرصتی مناسب برای رسیدن به خواست ها و مطالبات خود بدانند؛ باشد که لطف حضرت پروردگار مددکارمان باشد و شاهد نیک بختی ایران و ایرانی باشیم.

همایش تدبیر و امید (حجت الاسلام و المسلمین حسن روحانی)


من عزت و غرور ملی ایرانیان را بازخواهم گرداند / کرامت را به دانشگاه و دانشجو برخواهم گرداند

حسن روحانی گفت: با مشورت بزرگان کشور یعنی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمحمد خاتمی، در این راه قدم گذاشتم، اما امیدم به شما جوانان است.

همایش "تدبیر و امید" با حضور هزاران نفر از حامیان حسن روحانی در ورزشگاه شهید شیرودی برگزار شد. حسن روحانی در جواب احساسات پرشور جوانان حاضر در سالن گفت: احساس شور جوانی می‌کنم و ایکاش در جمع شما بودم.

وی با بیان این‌که دست تک تک شما غیورمردان را می‌بوسم، اظهار کرد: سلام بر شما ملت ایران، سلام بر دختران، پسران و سلام بر همه اقوام ایرانی.

وی با بیان این‌که برای من روشن بود از بین بردن وحدت و انسجام به معنای از هم پاشیدن قدرت ملی خواهد بود، ادامه داد: از هم‌گسیختگی چارچوب‌های اقتصادی و اجتماعی، تصمیمات فردی، خودشیفتگی و کنار گذاشتن دانایان جامعه و همچنین منزوی کردن سرمایه‌های ملی و توهین و افترا به بزرگان کشور، نتیجه‌ای جز شرایط امروز را به همراه ندارد و من می‌دانستم قدم گذاشتن در این راه چقدر سخت و مشکل است.

این کاندیدای انتخابات یازدهم ریاست جمهوری با اشاره به این‌که عده‌ای نمی‌خواهند وضع هشت سال گذشته تغییر کند، خاطرنشان کرد: عده‌ای می‌خواهند باز هم راه و مسیر گذشته ادامه یابد و عده‌ای هم هنوز فقر داخلی و تحقیر خارجی را افتخار می‌پندارند.

روحانی با تاکید بر این‌که من عزت و غرور ایرانیان را بازخواهم گرداند، گفت: من مجددا قدرت ملی را به این کشور به کمک همت شما جوانان برمی‌گردانم.

وی با بیان این‌که باید به افراطی‌گری‌ها و خودسری‌ها پایان دهیم، تصریح کرد: ما خواستار اجرای قانون دراین کشور هستیم.

روحانی با بیان این‌که همه ما به دنبال تغییر و تدبیر و امید هستیم، گفت: هوا بس ناجوانمردانه سرد است و من می‌خواهم به شما جوانان عزیز بگویم، برنامه من نجات اقتصاد کشور است.

وی با بیان این‌که اقتصاد ما امروز نیاز به نجات دارد، افزود: بیکاری، گرانی، آشفتگی، ناامیدی، نسبت به فردای نامشخص نسل جوان، به کمک شما غیورمردان قابل حل است و من به دنبال بازگشت ثبات و آرامش به کشور هستم که این کار با تدبیر و برنامه و امید امکان‌پذیر است.

روحانی در جواب فریادهای جوانان حاضر در سالن که مساله اشتغال را مطرح می‌کردند، گفت: راست می‌گویید؟ اشتغال . این همه بیکار در کشور وجود دارد و 867 هزار فارغ‌التحصیل دانشگاه امروز بیکارند پس چرا نباید بتوانیم برای جوانان عزیزمان شغل و کار شایسته ایجاد کنیم. در حالی که کشور ما این همه برنامه مادی و معنوی دارد و شاهدیم متاسفانه کشور را به تحریم انداخته‌اند و افتخار می‌کنند.

روحانی در ادامه گفت: راست است که این تحریم ظالمانه است. راست است که شورای امنیت به شورای امنیت سازمان ملل شورایی ظالمانه است. مگر ما نمی‌دانستیم که این شورای ظالمانه در کشور و دنیا تاثیرگذار است و مگر ما نمی‌دانستیم که چنین شورای ظالمانه‌ای وجود دارد. چرا برای آن برنامه‌ریزی نکردیم.

این نامزد انتخابات ریاست جمهوری با بیان این‌که در دولت سازندگی و اصلاحات ایراد گرفتیم و تهمت زدیم، اظهار کرد: به جای این‌که از دولت سازندگی و اصلاحات تشکر کنیم که کشور را از جنگ و شورای امنیت نیز دور کردند، به آنها وقیحانه تهمت زدیم. البته من نمی‌خواهم در زمینه بسیاری از این مسائل امروز سخن بگویم، اما اگر این ملت بزرگ بار مسوولیت را بر دوش من گذاشت، آنگاه برخی موارد را برای مردم توضیح خواهم داد اما به هر ترتیب علی‌رغم همه مشکلات، ما با کمک مردم، وحدت ملی، انسجام ملی و اجماع مسوولان در کشور تحریم را خواهیم شکست.

روحانی در ادامه خطاب به حاضرین در این همایش گفت: دختران، پسران، ما راهی جز اعتدال نداریم. افراط و تفریط همواره مشکل‌آفرین است. ما زیر خمیه وحدت و اتحاد و قانون اساسی و وحدت ملی قدرت بزرگ ملی را تشکیل خواهیم داد.

وی در بخش دیگری از سخنان خود خاطرنشان کرد: اگر بار مسوولیت بر دوش من قرار گرفت، کرامت را به دانشگاه و دانشجو برمی‌گردانم و همچنین منزلت را هم به زنان برخواهم گرداند.

وی در ادامه گفت: من کاری خواهم کرد که با کمک پلیس زحمتکش کشور در سراسر خیابان‌ها، امنیت واقعی مستقر شود و دختران ما در خیابان احساس امنیت کنند. من نخواهم گذاشت ماموری بی‌نام و نشان از کسی سوال کند. دختران جامعه ما خود حافظ حجاب و عفاف هستند.

روحانی افزود: همه مسوولان کشور باید احساس کنند که فرمانروای کشور، ملت هست و بس. در این صورت همه مسوولان امانتدار خواهند بود.

این نامزد انتخابات ریاست جمهوری همچنین گفت: 24 خرداد روز سرنوشت‌سازی است. آیا می‌خواهید این روز حماسه افراطیون یا حماسه ملت ایران شود؟ پس هر یک از شما حداقل قول دهید 10 رای را بسازید. اگر می‌خواهید دروغ و تزویر از کشور رخت بربندد و دیگر مسوولی آمار غیردقیق ندهد و اگر می‌خواهید عزت و شکوه و مجد و عظمت به همه ایرانیان برگردد، و ریال ایرانی به جای اول خود برگردد و همچنین گذرنامه ایرانی به احترام خود بازگردد، پای صندوق آرا بشتابید.

روحانی با بیان این‌که همه پای صندوق آرا برویم تا اعتدال جای افراط را بگیرد، گفت: اگر همه پای صندوق رای برویم، تدبیر جای خودسری را خواهد گرفت و اخلاق نیز جای تهمت و افترا را.

وی افزود: من از آنهایی نیستم که بخواهم از آبروی رزمندگان و ایثارگران برای انتخابات استفاده کنم. من 8 سال در دفاع مقدس بودم و دست همه ایثارگران را می‌بوسم.

این نامزد انتخابات ریاست جمهوری با بیان این‌که عده‌ای می‌خواهند 24 خرداد صندوق بدون رقابت را در اختیار داشته باشند، خاطرنشان کرد: من در برابر همه خانواده‌های بزرگ شهیدان تواضع می‌کنم، اما نمی‌خواهم در انتخابات از نام آنها سوءاستفاده کنم.

روحانی ادامه داد: آن روز در میدان جهاد و جنگ وظیفه افتخار بود و امروز هم حضور در حماسه سیاسی برای همه ما افتخار است، ولی باید بگویم من خود را پشت سر ایثارگران پنهان نکرده و پشت سر دین هم پنهان نخواهم شد.

روحانی گفت: من اگر اشتباه کردم، با صراحت در برابر ملت عذرخواهی می‌کنم. همچنین من از ملت بزرگم درخواست کمک خواهم کرد. من با نام معصومین مدیریت ناتمام خود را توجیه نمی‌کنم. من می‌دانم راه نجات، اجرای قانون اساسی است.

وی افزود: من فصل سوم قانون اساسی را که حقوق ملت است را تدوین کرده و به مجلس می‌دهم تا به صورت قانونی تقدیم ملت شود.

این نامزد انتخابات ریاست جمهوری با تاکید بر این‌که در حقوق شهروندی زن و مرد یکسان هستند، عنوان کرد: در حقوق شهروندی، کرد، ترک، عرب و فارس با هم برابرند. نگذاریم روند 8 سال پیش ادامه یابد. از همه نقاط مثبت سال‌های گذشته استفاده می‌کنم. اما باید دولت تدبیر و امید را بسازیم.

وی تاکید کرد: بدانید امروز در شرایطی هستیم که تاریخ آینده را می‌توانیم بسازیم، نگذارید کسی شما را ناامید بکند.

روحانی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان این‌که رییس جمهور آینده را آرای شما تعیین خواهد کرد، افزود: من سیاست آشتی و صلح را پیش خواهم گرفت. آشتی با همه احزاب و گروه‌ها و جناح‌ها. شما بدانید یک حزب یا یک جناح در شرایط فعلی نمی‌تواند همه بار را بر دوش بگیرد. بنابراین نیاز به وحدت، اتحاد و یکپارچگی داریم.

این نامزد انتخابات ریاست جمهوری گفت: ما باید با نخبگان دانشگاه آشتی کنیم. همچنین کسانی که از دانشگاه کنار گذاشته شده‌اند و یا مدیرانی که به خاطر اظهارنظر از این مکان دور شده و کنار گذاشته‌اند را بازگردانیم.

وی با تاکید بر این‌که با آشتی ملی و وحدت ملی، انسجام و قدرت ملی را خواهیم داشت، خاطرنشان کرد: ما با دنیا نیز آشتی خواهیم کرد. سیاست دولت تدبیر و امید، تعامل سازنده با جهان خواهد بود. همچنین اگر می‌خواهیم جهان تغییر کند، باید در جهان حضور فعالی داشته باشیم؛ چراکه با کنار نشستن و شعار دادن تغییری ایجاد نخواهد شد.

در پایان این همایش حسن روحانی از جوانان حاضر در سالن خواست با آرامش از محوطه خارج شده و نگذارند بهانه‌ای به دست کسی بدهند.

وی همچنین از نیروی انتظامی که نظم جلسه را به عهده گرفته بود، سپاسگزاری کرد.

رضا رشیدپور که به عنوان مجری برنامه در همایش حضور داشت، قبل از صحبت‌های حسن روحانی در پاسخ به شعارهای حاضرین با مضمون عارف–روحانی اتحاد اتحاد گفت: ان‌شاءالله خبرهای خوبی در راه است.

داستان زندگی ما ...

روزی جوانی از حکیمی پیر و دنیادیده  خواست که واسش یه درس بیاد موندی بده . حکیم از جوان خواست ظرف نمک رو بیاره پیشش ، بعد یه مشت از اون نمک رو داخل لیوان نیمه پری ریخت و از او خواست اون آب رو سر بکشه . جوان فقط تونست یه جرعه کوچک از آب داخل لیوان رو بخوره ، اونم بزحمت .


حکیم پرسید : " مزه اش چطور بود ؟ "


جوان پاسخ داد : " بد جوری شور و تنده ، اصلا نمیشه خوردش "


حکیم از جوان خواست ظرف نمک رو برداره و اونو همراهی کنه . رفتند تا رسیدن کنار دریاچه . حکیم از او خواست تا نمکها رو داخل دریاچه بریزه ، بعد یه لیوان آب از دریاچه برداشت و داد دست جوان و ازش خواست اونو بنوشه . جوان براحتی تمام آب داخل لیوان رو سر کشید .


حکیم اینبارهم از او مزه آب داخل لیوان رو پرسید. جوان پاسخ داد : " کاملا معمولی بود . "


حکیم گفت : " رنجها و سختیهائی که انسان در طول زندگی با آنها روبرو میشه همچون یه مشت نمکه و اما این روح و قدرت پذیرش انسانه که هر چه بزرگتر و وسیعتر بشه ، میتونه بار اون همه رنج و اندوه رو براحتی تحمل کنه ، بنابراین سعی کن یه دریا باشی تا یه لیوان آب . "


طول زندگی خیلی کوتاهتر از عمقشه 

بهترین دوست

روزی دو دوست در بیابانی راه می رفتند . ناگهان بر سر موضوعی اختلاف پیدا کردند و کار به مشاجره کشید .یکی از آنها از سر خشم سیلی محکمی توی گوش دیگری زد .

دوست سیلی خورده هم خون سرد روی شن های بیابان نوشت : امروز بهترین دوستم بر چهره ام سیلی زد . آن دو کنار یکدیگر به راه رفتن ادامه دادند تا به یک آبادی رسیدند. تصمیم گرفتند قدری آنجا بمانند و استراحت کنند. ناگهان پای شخصی که سیلی خورده بود لغزید و داخل برکه افتاد و چون شنا بلد نبود نزدیک بود غرق شود اما دوستش به کمک او شتافت و نجاتش داد . فرد نجات یافته به سختی و روی صخره سنگی نوشت: امروز بهترین دوستم جان مرا نجات داد . دوستش با تعجب پرسید : آن روز تو سیلی مرا روی شن های بیابان نوشتی اما امروز به سختی روی تخته سنگ نجات دادنت را حکاکی کردی ؟

آن یکی هم لبخندی زد و گفت: وقتی کسی ما را آزار می دهد باید روی شن های صحرا بنویسیم تا بادهای بخشش آن را پاک کنند ولی وقتی کسی محبتی به ما می کنند باید آن را روی سنگ بنویسیم تا هیچ بادی نتواند آن را از یاد ما ببرد.