جوک خنده دار و جالب  نوروز 92

 يارو وسط دانشگاه دستش تو دماغشه

1ساعت بهش زل زدم بلكه خجالت بكشه

برگشته به من ميگه آقا مزاحم نشو كار دارم !

**********مطالب طنز و خنده دار***********

اينم از مجلس ختم، با كفش رفتيم با دمپايي برگشتيم !

**********مطالب طنز و خنده دار***********

طرف سوار اسب شده، عكسشو گذاشته فيس بوك، ميگه اون بالاييه منم !

**********مطالب طنز و خنده دار***********

هر روز تو دانشگاه میبینیم ۱۰۰ تا دختر مدرسه ای رو به صف کردن، معلمشونم جلو، آوردن بازدید از دانشگاه، مگه باغ وحشه اینا رو هر روز میارین بازدید!!

**********مطالب طنز و خنده دار***********

یه عمر رفتیم سینما آخر نفهمیدیم دستههای صندلیش ماله خودمونه یا بغل دستیمون!!

**********مطالب طنز و خنده دار***********

سالای پیش جایزه بانک ملت یه منزل مسکونی بود، امسال شده ۶۰ لیتر بنزین،سال دیگه میشه یه شونه تخم مرغ، سال بعدشم دوتا تافتون یه بربری هم وسطش!!

**********مطالب طنز و خنده دار***********

غار علیصدر به قندیلاش معروفه، اونوقت ملت میرن قندیلاشو میکنن یادگاری میبرن با خودشون! یکی نیست بگه آخه با اون قندیل میخای چیکار کنی؟!!

**********مطالب طنز و خنده دار***********

میری از خودپرداز پول بگیری، رمزتو میزنی پول بر میداری، بار دوم کارتو میذاری، رمز رو اشتباه میزنی، یکی از پشت میگه: آقا رمزتو اشتباه زدیها!!

**********مطالب طنز و خنده دار***********

شب جلو تلويزيون خوابم برده بود

مامانم اومد ساعت 2 نصفه شب پتو انداخت روم بوسم کرد ، کلي هم قربون صدقم رفت بعد موقع رفتن پامو لگد کرد، داد زدم و گفتم : اهههههههههههه پام داغون شد

جواب داد: خاک تو سرت کنن آخه اينجا جاي خوابه؟

**********مطالب طنز و خنده دار***********

منطقِ پدرو مادر از تحصيل در دانشگاه: "اين همه درس خوندي، درِ يه نايلون رو نميتوني باز کني!

**********مطالب طنز و خنده دار***********

عمو زنجير باف جان

ضمن عرض سلام و خسته نباشيد

جهت زحمات بي دريغ شما بزرگوار

يک گِلگي داشتم از حضورتون ...

شما که زنجير ما رو بافتي..؟

... پَه چرا پشت کوه انداختي..؟

مشکلتون دقيقاً چي بود؟

مرض داشتيد اين همه زنجير بافته شده رو پشت کوه انداختيد؟

**********مطالب طنز و خنده دار***********

بچگي يعني: وقتيکه فاصله ي دستشويي تا اتاقمونو مي دويديم

و از اينکه لولو ما رو نمي خورد فرياد مي زديم، ھـــــوراااا

**********مطالب طنز و خنده دار***********

خدایا یا پول بده یا اگه پول ندادی عقل درستو حسابی هم نده که شاد باشیم حداقل! والا...

**********مطالب طنز و خنده دار***********

هیچ کادوی زشت و به درد نخوری دور انداخته نمیشود !

فقط از خانه ای به خانه دیگر و از شخصی به شخص دیگر منتقل میشود !

**********مطالب طنز و خنده دار***********

قدیما ظرف یکبار مصرف نبود، دختر همسایه دوبار میومد،

یه بار نذری میاورد، یه بار میومد واسه ظرفش، آدم فرصت فکر کردن و تصمیم گیری داشت. بعد میگن چرا آمار ازدواج کم شده

شما دارین فرصتها رو از جوونا میگیرین... والا

**********مطالب طنز و خنده دار***********

معلم : 10 تاسيب داريم من 9 تاشو ميخورم ، چند تا سيب ميمونه؟ بچه: همون يكي روهم بردار بخور بدبخت سيب نخورده !

**********مطالب طنز و خنده دار***********

زندگي هر دختري يك سوال هست كه تا آخر عمر او را همراهي ميكند . . .

حالا چي بپوشم؟

زندگی

خوشبختی ما در سه جمله است : تجربه از دیروز، استفاده از امروز، امید به فردا




ولی حیف که ما با سه جمله دیگر زندگی مان را تباه می کنیم :حسرت دیروز، اتلاف امروز، ترس از فردا

نظر دکتر شریعتی در مورد فقر را بدانید






اسلام بر خلاف مذاهب دیگری که توجیه کننده ی فقر را مناسبات زندگی اجتماعی میدانند، بزرگترین آموزش یافته ی مکتبش ابوذر میگوید: “وقتی فقر وارد خانه ای میشود، دین از درب دیگر خارج میشود” و یا پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) که بنیانگذار مکتبی است که همه ما مسلمانان به آن اعتقاد راسخ داریم چه شیوا و ساده بیان فرموده است: “من لا معاش له لا معاد له” کسی که زندگی مادی ندارد زندگی معنوی هم نخواهد داشت. چون؛ شکم خالی هیچ ندارد، جامعه ای که دچار کمبود اقتصادی و مادی است مسلماً کمبود های معنوی بسیاری خواهد داشت و آنچه را که در جامعه های فقیر، آنرا اخلاق و مذهب می نامند، متاسفانه معنویت در آن جایی ندارد.



میخواهم بگویم؛ فقر همه جا سر میکشد …


فقر ، گرسنگی نیست، عریانی هم نیست …فقر ،حتی گاهی زیر شمش های طلا خود را پنهان میکند…


 فقر ، چیزی را “نداشتن” است ؛ ولی آن چیز پول نیست ؛ طلا و غذا هم نیست …


فقر ، ذهن ها را مبتلا میکند …


فقر ، اعجوبه ایست که بشکه های نفت در عربستان را تا ته سر میکشد …


فقر ، همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفته ی یک کتابفروشی می نشیند …


فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است که روزنامه های برگشتی را خرد میکند …


فقر ، کتیبه ی سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند …


فقر ، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود …


فقر ، همه جا سر میکشد …



فقر ، شب را “بی غذا”  سر کردن نیست …


فقر ، روز را “بی اندیشه” سر کردن است …